عبد الله قطب بن محيى

216

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 82 - [ سخنى در حقيقت عالم فطرت و در قبض و بسط دل ] ( من عبد اللّه قطب ) وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ « 1 » « و من اكرم هديا ممن ظل للّه متعبدا و بات الله متهجدا و كان من عباد اللّه القانتين » ، شاددلى كه به ياد خدا شاد و از غم دنيا آزاد باشد و رحمت بر آنان كه چون ابناى دنيا كام خود به احاديث دنيا و كلمات شتى شيرين كنند ، ايشان كام خود به ياد خداى و ذكر صالحين و تلاوت كلام رب العالمين شيرين كنند ، مژده باد چنين كسان را به رستگارى آن روز كه گرفتاران گرفتار باشند ، و به سرافرازى آن روز كه اهل ادبار سرنگون‌سار گردند ! اى اخوان الهيين ! « هديكم ( اللّه ) لحقائق اليقين » اگر نه ابليس - كه برگماشته قهرمان غيرت است براى اظهار عزّت و اتمام حكمت - سلطان اغوا بر بنىآدم داشتى ، ايشان همه يك جهت روى در خدا داشتندى و جز عبادت خدا كارى نداشتندى ، براى آنكه آيات خدا بس ظاهر است ، برگ درخت با استدارهء شكل و تناسب خلقت دليلى ظاهر است بر وجود صانع ، ستاره آسمان با تميّز به ضوء و تخصّص به وضع برهانى روشن است بر اين معنى ، ريگ بيابان با تماسك اجزاء و تحامل بر مركز ، حجّتى قاطع است بر اين مدّعى ، پس دلايل وجود صانع حكيم قادر عليم به عدد برگ درختان و ستاره آسمان و ريگ بيابان است و چيزى كه دلايل آن به اين كثرت باشد نه از آن است كه بر كسى ملتبس ماند و چون معرفت چنين كس حاصل شد ، خضوع با او و تمسكن نزد او و التجاى به او و استمداد از او و استغناى به او از غير او بالطّبع و الفطرة لازم مىآيد . و ذلك هو العبادة . « قال اللّه تعالى فى الحديث القدسى : انى خلقت عبادى حنفاء كلهم و انهم اتتهم

--> ( 1 ) . سوره فصلت ، آيه 33 « و كيست خوش‌گفتارتر از آن‌كس كه به سوى خدا دعوت نمايد و كار نيك كند و گويد من [ در برابر خدا ] از تسليم‌شدگانم » .